محبوبم بیا در آغوشم
ღ.ღ.ღ.ღ..نتوان ترک تو ای قبله ی دلها کردن که محالست دگر مثل تو پیدا کردن.ღ.ღ.ღ.ღ.‎
امکانات وب
 

 پاییز ثانیه ثانیه می گذره ، یادت نره این جا کسی هست که  

به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برات آرزوهای خوب  

داره . عشقم عمرت یلدایی ، دلت دریایی ، روزگارت بهاری
  

یلدای خوشی را برای تو آرزومندم

 

 

 شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق

رخ معشوقه و مدهوشی دلداده عشق

شب یلدات پرستاره و پرخاطره باد

 

شب ولادت میترا ، الهه ی مهر بر آن شویم همانند پیشینیان اهریمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنایی مهر و محبت در دلمان جوانه زند و بذر عشق و دوستی طولانی ترین شب سال را منور کند ... عزیزم یلدا مبارک

 آیا می‌دانید که می‌توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم‌ها را بشناسید و بر اساس میوه‌های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟

 پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید!

 چنانچه انواع میوه‌ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می‌کنید؟

 پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو یا گلابی؟

 پرتقال

 اگر پرتقال میوه محبوب شما است. شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارها را به آرامی و با متانت اما در عین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید. سخت کوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می‌توان به شما اعتماد کرد. شما دوستان خود را به دقت انتخاب می‌کنید و با تمام وجود به آنها عشق می‌ورزید.

 سیب

 

چنانچه سیب میوه محبوب شماست شما فردی اسراف کار و بسیار رک گو و صریح اللهجه هستید. اگر چه ممکن است بهترین سازمان‌دهنده و مدیر نباشید اما می‌توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیت می‌رسانید. در بیشتر موقعیت‌ها می‌توانید به سرعت و به درستی تصمیم بگیرید. شما از سفر‌های کوتاه و غیر منتظره لذت می‌برید. زمانی که با شریک زندگی خود به سر می‌برید جذاب و خونگرم به نظر می‌آیید و به شدت عاشق "زندگی" به مفهوم واقعی آن هستید.

 آناناس

 اگر آناناس میوه محبوب شما است، بسیار سریع تصمیم می گیرید و سریع تر از آن عمل می‌کنید. در تغییر شغل و خطر کردن در زمینه‌های اجتماعی شجاع و بی‌باک هستید. شما دارای یک توانایی استثنایی در مدیریت بوده و نمی‌گذارید کار روی دستتان بماند.

 دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید. معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه بر قرار نمی‌کنید ولی به محض انجام آن، دوست‌تان را برای همیشه برای خودتان نگاه می‌دارید. به ندرت به دنبال زندگی رمانتیک می‌روید و شریک شما غالبا به واسط صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار می‌گیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.

 موز

 عاشقان موز افرادی دوست داشتنی، آرام، گرم و طبیعتا با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران غالبا از طبع آرام و شیرین‌تان سؤ استفاده کرده و سعی می‌کنند به این وسیله برای خود موقعیت‌های جالب را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود در تمام زمینه‌ها هستید و این عشق به خاطر زیبایی جسمی و روحی اوست. به خاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره در یک هماهنگی کامل است.

 نارگیل

 شما دوست‌داران این میوه سنگین و کمیاب، افرادی جدی با فکر و شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می‌برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خود‌خواه به نظر بیایید اما لزوما چنین صفتی در شما بر‌جسته نمی‌شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستید و دیگران مطمئن هستند که در زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می‌دهید. شما نیاز به شریک عاقلی داشته و عقل و احساس را با هم در این مسئله دخالت می‌دهید.

 انبه

 اگر انبه را دوست دارید به راحتی می‌شود به شما اتکا کرد. شخصی هستید با ایده‌های روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اینکه درگیر مسائلی بشوید که نیاز به تلاش ذهنی شدید دارد لذت می‌برید و با شریک خود به ملایمت و آرامی رفتار می‌کنید. سعی می‌کنید با زندگی خود بسازید و چنانچه نیاز به قوی بودن را احساسا می‌کنید آن را در جایی دیگر می‌جویید.

 گیلاس

 چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را به شما نشان نمی‌دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است. بویژه در موقعیت‌های حرفه‌ای و کاری. شما همیشه و در هر پروژه‌ای کمی پول به دست می‌آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چیزهای نو هسید. شما شریکی صمیمی و وفادرا هستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه‌تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید که در منزل باشید و دوستان افراد خانواده و آشنایان شما را دوره کنند.

 انگور سیاه

 در صورتی‌که به انگور سیاه علاقمندید به طور کلی آدمی مودب و خوش رو هستید اما گاهی اوقات سریع و به شدت عصبانی می‌شوید هر چند به همان سرعت عصبانیت شما فرو‌کش می‌کند. از زیبایی‌ها به هر شکل که باشند لذت می‌برید. بسیار محبوب و مورد علاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور و شوق فراوانی به زندگی دارید و از هر کای که می‌کنید لذت می‌برید اعم از لباس پوشیدن خوردن و خوابیدن. شریک شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از همه آنچه که به او می‌دهید لذت ببرد.

 هلو

 

درست مانند هلو شما از عصاره زندگی لذت می‌برید. فردی رک گو و صریح اللهجه بوده و روشی دوستانه دارید و این نکات به جذابیت روحتان می‌افزاید. در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستی‌ها ارزش زیادی قائل هستید. حس استقلال‌طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است. عاشقی ایده‌آل، صبور، صمیمی و یک‌رنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.

گلابی

 شما که دوستدار گلابی هستید، چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری می کنید می توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاش هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید کمی خجالتی به نظر می رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که به دنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش بیش از دیگر موارد اهمیت می دهید.

 

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 11:50 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک زودگذر ، یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد.

 

بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد و این یعنی بوسه گرم خداوند بر صورت زندگی وقتی همه چیز یخ می زند. یلدا مبارک

 سهم من از شب یلدا شاید...قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
غم هایم بلند همانند شب یلداست

 

محفل آریائیتان طلایی ، دلهایتان دریایی ، شادیهایتان یلدایی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی

 

  

شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره /

بگیر ای دوست ! از غمهـــــــا کناره
شب شادی وشـــور و مهربانی است /

زمـــــــان همدلی و همزبانی است

 

 

  شده یلدا مقارن با محرم
نمی دانم بخندم یا بگریم
مبارک، تسلیت عید و عزاتان
پس از شادی بخور یک ذره هم غم

 

 تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم

روی زمین هستی

اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!

 

 

بیا ای دل کمی وارونه گردیم

برای هم بیا دیوونه گردیم

شب یلدا شده نزدیک ای دوست

برای هم بیا هندونه گردیم

شب یلدا مبارک

 

تو خوبي!
تو بهتريني!
تو تکي!
.
.
.
.
.
اينم از هندونه شب يلدات. بذارشون تو يخچال خنک شه ! يلدا مبارک!

 

ميان دوستـــان افتاده اي تک /

رخت هندونه ، ز لطفت عين پشمک !
برايت مي زنم اينک پيامک /

شب يلداي تو اي گــــــل مبارک

 

من دارم پنج شنبه مي رم، فکر نکنم ديگه همديگر رو ببينيم... منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدي هام منو ببخش...
حرفهای دل نگفته از طرف پاييز

 

 

شاديتون 100 شب يلدا دلتون قد يه دريا توي اين شباي سرما يادتون هميشه با ما
يلدا مبارک . . .

 

امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم
شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی
بر تو ایرانی مبارک

در آغاز زمستان هرگز زمستانی مباد ، بهار آرزوهایت
یلدا مبارک . .

 

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 11:40 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 

عزیزم بیا ماه منو یلدای من باش

شب بارانی دیماه من باش

بیا زیباترین مجنون این شب

یه عمری با منو لیلای خود باش

 

 

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 11:33 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 

خدا رو شاهد میگیرم جز تو به هیچکی دل ندم

هر کی بیاد سراغ من جواب رد بهش بدم

میگم که عشق من تویی

بود و نبود من تویی

هر کی بگه دوست دارم

میگم وجود من تویی

یلدات مبارک باشه عشق من

 

 

 در نگاهت چيزيست که نميدانم چيست ؟
مثل آرامش بعد از يک غم ، مثل پيدا شدن يک لبخند
مثل بوي نم بعد از باران ، در نگاهت چيزيست که نميدانم چيست ؟
من به آن محتاجم

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 10:0 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

   

حافظ در شب یلدا
معمولاً در شب یلدا رسم بر این است كه صاحب‌خانه، دیوان حافظ را به بزرگتر فامیل كه سواد دارد، می‌دهد. سپس هر یك از میهمانان نیت كرده و بزرگِ مجلس، این جمله را می‌گوید و تفعلی به گنجینه حافظ می‌زند: «ای حافظِ شیرازی/ تو محرم هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ قسم به قرآن مجیدی كه در سینه داری...» یا هر چیزی شبیه به این. این رسم یكی از رسوم پرطرفدار شب یلداست كه امروزه با فن‌آوری روز نیز به‌روز شده. به طوری كه در بعضی خانواده‌ها به جای كتاب حافظ، از فال‌نامه، نرم‌افزار تفعل مجازی در رایانه، پایگاه‌های اینترنتی ویژه فال، نرم‌افزارهای ویژه تلفن همراه، سامانه پیام کوتاه یا پیامک و... برای انجام این رسم استفاده می‌كنند كه سرگرمی ‌خوبی برای خانواده‌ها در این شب بلند سال است.
 
پیشینهٔ جشن
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده
اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است.
این جشن در ماه پارسی
«دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبه
ٔ تاریکی.

یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است (زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند. آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و « میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را « میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون (ثروتمند افسانه ای)، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه‌ها می‌آید و به مردم هیزم می‌دهد، و این هیزم‌ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می‌شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می‌ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می‌کردند.
 
جشن یلدا در ایران امروز
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب
نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی ‌هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند.
 
یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می‌شود
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.
 «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می‌آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می‌ماند و روز فرا می‌رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می‌اندیشد و ستاره ای را اجیر می‌کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می‌کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می‌دهد. ماه به استقبال مهر می‌رود و راز دل می‌گوید و دلبری می‌کند و مهر را از رفتن باز می‌دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می‌کنند و عاشقی پیشه می‌کنند و مهر دیر بر می‌آید و این شب، «یلدا» نام می‌گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می‌رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.

در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرمی‌ جهان را فرا می‌گیرد.
لازم به ذکر است یلدا در سرزمین‌های فلات ایران روسیه و دیگر کشورها با پیشینه ی تاریخی برگزار می‌شود

  

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 9:30 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 

 

 

 

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 8:59 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 

 

به صد یلدا الهی زنده باشی /

انار وسیب وانگورخورده باشی
اگریلدای دیگرمن نباشم ، تو باشی

وتو باشی وتو باشی


عزیزم پیشاپیش یلدات مبارک

 عزیزم تو دلداری چو من دیوونه داری /

تو مجنونی چو من بی خونه داری


شب یلدا مرا دعوت کن ای دوست /

اگه تو یخچالت هندونه داری !

 همه لحظه های پایانی پائیزت ، پر از خش خش آرزوهای قشنگ
یلدات مبارک باشه عزیزدلم

 

امسال چه زیباست شب یلدای من طولانی ترین شبی که به تو فکر میکنم و از یادآوری نگاه پر مهرت شب سیاهم لبریز از نور عشق میشه محبوبم یلدات مبارک

مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه
یا انارات ترش از آب درآد
یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه
یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه
 
مهم اینه منو داری که یلدا رو بهت تبریک بگه

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 7:40 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 ای که تو با چشمهای نازت ، دیوانه کردی قلبم را ،

نگاهی هم به قلب من بینداز

ای که تو با ناز نگاهت ، دیوانه کردی چشمانم را ،

حس کن هوای نفسهایم را ...

ای که تو با دستان گرمت ، به آتش کشیدی دستان سردم را ،

مرا  در میان خودت بگیر ، مرا بسپار به آغوشت ، رهایم کن در آغوشت ،

از همه چیز خلاصم کن، بگذار لحظه ای رویایی شوم...

ای که تو دیوانه کرده ای دل عاشقم را ،

در این حال جنونم ، توئی تمام جانم ، قبله راز و نیازم ،

ای که تو با چشمهای نازت ،

مرا از آن حال به این هوای عاشقی برده ای

ای که بدون تو هیچم ، لحظه ای نباشی پوچم ،

خالی از عشق و محبت ، خالی از وفا و عادت...

ای که بدون تو حتی برای خودم هم نمیتوانم زندگی کنم ،

منی که مدتهاست برای تو زندگی میکنم

ای که بدون تو نفس در سینه نیست ،

منی که مدتها به عشق تو نفس میکشم ....

ای که بدون تو زندگی برایم بی معناست ،

منی که از تو یاد گرفته ام رسم زندگی را....

دست خودم نیست حالم ، بدون تو بازی زندگی را میبازم ،

ای که تو هستی پلی عبور از دره ی بی وفایی ها...

رهایم نکن، مثل همیشه که مرا درک میکردی ،

احساسم کن ، مثل همیشه که دوستم داشتی ، عاشقم کن ،

مثل همیشه که بودی ، مرا تا پایان راه همراهی کن، که تنها نباشم ،

جدا از تو و با غمها نباشم ، خودم باشم و خودت ،

بوسه میزنم بر روی گونه هایت ،

خیالم راحت است ، قلبم با تو دیگر تنها نمیماند  ، عزیزم فداتم ....  

 

 

[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ 2:14 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

ولنتاین و متولدین این ماهها

 

متولدین فروردین ماه :

به سوی من بیا

تا تو را حس کنم

و دنیا خواهد دید

داستان عشقی سوزان را

که شعله اش در قلب من خواهى بود


به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر می کند.

قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.



متولدین اردیبهشت ماه :

عشق را در چشمان من بنگر

چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن

به صدای نفس های من گوش کن

و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت.

موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.



متولدین خرداد ماه :

با من به رویا بیا به رویای عشق

بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم

بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم

بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم

بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانه است.



متولدین تیر ماه :

بهشت هیچ است

در برابر گام برداشتن در کنار تو

در شبی زیبا

زیر نور ماه

دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.



متولدین مرداد ماه :

گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است

و گل های سرخ عطری ندارند

و ستارگان دیگر نمی خوانند

آن گاه که چشم می گشایم و می بینم

با تو نیستم

عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی کند.



متولدین شهریور ماه :

شاید به نظر برسد که عاشق نیستم

شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم

شایى به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم

ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو

که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت  .

عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.



متولدین مهر ماه :

با پر شورترین گفتارهای عاشقانه

با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت

با فداکاری هایم در راه عشق به تو

خواهی دید که چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است و زندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است . . .

زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.



متولدین آبان ماه :

در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم

که به سوی من می آیی

و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم

دوستت دارم

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.



متولدین آذر ماه :

نجوایی از سوی تو

نگاهی کوتاه از تو

لبخندی شیرین بر لبان زیبایت

و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.



متولدین دی ماه :

روزها ماه ها و سال ها می گذرند

و شاید هیچ چیز عوض نشود

جز من

که بیش از پیش عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.



متولدین بهمن ماه :

می خواهم آزاد زندگی کنم

بسان پرندگان مهاجر

ولی قفسی ساخته از عشق تو

جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.



متولدین اسفند ماه :

من آنی نیستم

که بی عشق زندگی را سر کنم

آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم

و چشمانم را می گشایم

و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پر نشاط است.احساساتی و رویایی است

 

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 4:35 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم
ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد.

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق…….و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است

كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است. شما بدنبال یک انسان قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.

خاكستري
بداخلاق اما فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد
سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد.

طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
ایراد گیر . ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. مدام درهرحال موشکافی هستید

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز ، تنگ نظر اما مهربون ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اگر حسادت اجازه دهد . ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد.
ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه اما بی هدفيد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد اما از نصیحتهای دیگران آزره می شوید . وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد کرد
سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد . نميدانيد چه چيزي درست است و چه انتظاری از زندگی دارین . مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت میورزيد.

قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند . خوش رو ، مهربون ، هدفدار ، خوشگذران ، ایده آل ، غیر ممکن برایتان بی معنی ست ، معتقدید که اگر زندگی رو سخت بگیری سخت خواهد گذشت
آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان.

سرمه اي
شما عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.

 

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد.

 

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 2:47 بعد از ظهر ] [ جهان ]
[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 2:12 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

 

تو آغوش تو جای منه ، چشمای تو دنیای منه
منو دیوونه کرده نگاهت ، میمیرم واسه چشمای نازت
همه ی بود و نبود منی ، تو تموم وجود منی
تو رو تو دلم حست میکنم ، تو نشستی تو همه وجودم
دستاتو تو دستام میگیرم ، واسه چشمای تو میمیرم
تو رو تو آغوشم میگیرم ، از تو من جدا بشم میمیرم
تویی که میدونی حس منو ، تویی که میفهمی عاشق شدنو
تو همه دار و ندار منی ، خوب میدونم بی قرار منی
به احساس تو شک ندارم ، تو رو روی چشام میذارم
دلم پیش تو پر میزنه، میدونم دل تو پیش منه
تو یه هدیه از آسمونی، تو چه خوبی و مهربونی
عشق تو وایه من موندنیه ، قصه ی عشق ما خوندنیه
دستاتو تو دستام میگیرم ، واسه چشمای تو میمیرم
تو رو تو آغوشم میگیرم ، از تو من جدا بشم میمیرم
تویی که میدونی حس منو ، تویی که میفهمی عاشق شدنو
تو همه دار و ندار منی ، خوب میدونم بی قرار منی

 

[ شنبه بیست و یکم دی 1392 ] [ 2:15 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم !    

نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم !

میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم  ،

میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم !

مرا در حسرت عشقت نگذار  ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم

تو را در آغوش بگیرم و نوازش کنم !

میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم  ،

 نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم !

دنیا بی وفاست  ، می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو بگیرد  ،

 میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد  !

بگذار در این دو روز دنیا به اندازه ی یک دنیا نگاهت کنم  ،

 بگذار به اندازه ی یک عمر تو را در آغوش بگیرم و با تو درد دل کنم !

میترسم همین لحظه  ، همین فردا  ، همین روزها لحظه ی مرگم فرا رسد

یک مرگ پر از حسرت  ، یک مرگ پر از آرزو و امید !

تنها حسرت و آرزوی من در آن لحظه تویی

و حضورت در کنارم است !

تنها حسرت من در آن لحظه نگاه به چشمهای زیبایت است !

در این دو روز دنیا بیا در کنارم  ، از عشق بگو برایم  ،

 گرچه سیر نمیشوم از لحظه های با تو بودن

 

[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 2:20 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

عزیزم میدونی فرق آسمون خدا با آسمون دل من چیه ؟
تو آسمون خدا یه ماهه با بی نهایت ستاره ، ولی تو آسمون دل من ی تک ستاره ست که بی نهایت ماهه
،

فدای روی ماهتم

 

 کاش تو چائی بودی و من قند

من خودم رو فدات میکردم

تا تو تلخی روزگار رو حس نکنی !

عزیزدلمی تو ..........

 

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 عزیزم ، توجاده ی فدا شدن
اونکه هرگز نمی شه خسته منم
اونیکه با صد امید و آرزو
دلشو بسته به عشق تو منم
اونیکه با صد امید و آرزو
دلشو بسته به عشق تو منم
آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو
تا ندای عشق رسید بر من
شوق زندگی دمید بر من
آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو
می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم
می خوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه
می خوام عشق و جنونمو لایق قصه ها کنم
آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی

نکنه فرشته ای تو 

 

لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم
همسفر پرستوها میشم و برمی گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمی گردم

عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زحالم بی خبر کی برمی گردی

غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هرگز تورو ندیدم
گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم
همسفر پرستوها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی

رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی

 

 

[ یکشنبه دهم شهریور 1392 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

  بذار بـگـــم ؛ نـــاب تــریـن جــای دنـــیـا ، آغـــوش گرم تـــوسـت !جـــایـی مــــیان  بـازوهای مردونت ..روی قـفـسه ی سیـنـه ات ممـــاس بـــا قلب مهربونت  چشای نازت و لبهای خوشگلت  

عزیزم پیشاپیش روزت مبارک

[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

نرخ شراب هزار ساله می شکند طعم لبانت

 

 

عشقم اگر انگور سیاه بودی ازت شرابی می ساختم که تا آخر عمر مست تو باشم

 

به شراب دیدگانت که از آن همیشه مستم

گل من تو را نه اکنون همه عمر میپرستم

قربون چشات شم که مثل شراب گیراست

و آدمو مست میکنه ، عزیزم مست چشای نازتم   

 

 عزیزم عشقی مثل تو همانند کهنه شرابیه

که هرچه بیشتر بمونه مستیش بیشتر میشه

تقدیم به کهنه ترین شراب از طرف مست ترین آدم دنیا

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 2:16 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،

اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقتم

حس کردی آنچه را که در دلم میگذره ،

دل من مثل دلهای دیگه نیست که دلی را بشکنه

تو که باشی چرا دیگه به چشمهای دیگران نگاه کنم ،

 تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم

وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،

چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم ؟

همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،  

عشقت در قلبم بی انتهاست

همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس ،  

تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس !

دلم بسته به دلت ، هیچ راهی ندارد

حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت دیگر تمام شد ،

تو در من حک شده ای، ای جان من ، تو همه چیز من شده ای !

از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ،

از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ،

تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ،

تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم !

از نگاهت خواندم  تو همانی که من میخواهم ،

آنقدر پیش خود گفتم میخواهت

که آخر سر تو شدی مال من ،

شدی یار و عشق بی پایان من ، از نگاهت خواندم ،

 چند سطر از شعر زندگی را ...

نگاهم کردی و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ،

و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است

چه انتخاب زیبایی بود ،

از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ،

و اینک پیدا کرده ام تو را ، تویی که دیگر مثل و مانندی نداری

و در قلبت جز من ، جایی برای کسی نداری !  

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 2:10 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

  اگه ی وقت دلمو شکستی فدای سرت ،

فقط فدای چشات شم کفش بپوش

تا شکسته هاش تو پات نره

 من حاضرم خار به چشام  بره 

اما به پای تو نره

آخه عزیز دلمی تو

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 11:46 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 عزیزمهربونم قلبم را دادم به تو که عشق منی ،

با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو می خواهی،

با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ،

با تو میروم ، میروم هر جا که بروی…
همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ،

نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ،

نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تو هستند ،

آنچه پنهان است در پشت نگاهت

دنیای عاشقانه منست
همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ،

اینجا و آنجا در قلبت ، می تابم و و میتابی ،

میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که چقدر تو هم  مرا دوست داری ، من هم  دیوانه توام…
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی ،

وقتی دلتنگم ، خبر داری از دل تنگم ،

وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا با عشق
همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم…
همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ، جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد

یادی از تو…
تویی که جان داده ای به تنم

و این یاد تو است که نفس میدهد

به این تنی که روحش در وجود توست
روح عشق در وجودمان ، اینست روزهای زندگی مان ،

با عشق روزمان شب می شود

و با یاد هم شبهایمان را سر می کنیم …
همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی

و من باز هم مانند گذشته به عشق دیدار تو نفس میکشم…

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 11:43 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 نیلوفر تنها گلیست که برای زنده موندن

باید حتما دور یک گل بپیچه ،

اجازه هست گلم ، نیلوفر زندگیت بشم دورت بگردم . اگه دورت نگردم مطمئن باش میمیرم

  

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 10:46 قبل از ظهر ] [ جهان ]

  جیگر عهد کن یارم بمانی تا قیامت ای رها

اولین و آخرین عشقم بمانی باوفا

کلبه ای با هم بسازیم با ستونی استوار

گر عزیزم تو نباشی بیقرارم بیقرار

  محبوبم نیاز من گرمای آغوش مهربونته

که بهم آرامش میده

نیاز من شیرینی بوسه های پرمحبتته

و آرزوی من گرفتن دستای گرمته

و کار من دراین لحظات انتظار دیدن اون چهره ماهته

  

با تو برمرغان دریائی امیرم

بی تو در زندان تنهائی اسیرم

با تو در کاخ وفا ارباب عشقم

بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

 خوش به حال آنکه قلبش مال توست

حال و روزش هر نفس ، احوال توست

خوش به حال آنکه چشمانش توئی

آرزوهایش همه آمال توست

 

یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم

گردش به حریم با صفایت بکنم

آشوب دلم به من چنین فرمان داد

در سجده بیفتم و دعایت کنم

 

 عشق من تا آخرعمر در دلم خواهی ماند

تنها تو چراغ محفلم خواهی ماند

ای پاکترین زلال جوشان دلم

چون آینه در مقابلم خواهی ماند

 

 من و باران ، من و دریا ، من و تو

من و شب‌بو، من و فردا ، من و تو

دوباره عاشقی را می‌سرائیم

من و مجنون ، من و لیلا ، من و تو . . .

 

من شیفته ی برق نگاهت شده ام

دلباخته ی روی چون ماهت شده ام
بعد از غزل عشق که جوشید ز دل

با ثانیه ها چشم به راهت شده ام

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 10:31 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

قلبی که تنها برای تو می تپه ، تو هستی و به من نفس میدی ،

تو هستی و به من جان میدی ، نمیدونم میدونی وقتی اومدی به زندگیم چه حالی شدم ، همون لحظه که تو رو دیدم از این رو به اون رو شدم ، از تنهایی رها شدم ، وابسته به چشمای نازت شدم نمیدونستم کی بودم ، تا کجا اومده بودم ، اما حالا میدونم مجنونی بیش نیستم ، مجنونی که عاشق قلب بی ریای تو شده ، مجنونی که غرق دردل دریائی و بیکران قلب مهربان تو شده ،
این احساسات تنها احساسیه که در قلب منه

و تنها برای توئه
میدونم درک میکنی احساسات منو ،

ای تو که هم احساس با منی
جز قلبم که عاشقته ، چیزی ندارم که به تو تقدیم کنم ،

این قلب هم مال توست ، همین را هم فدایت میکنم
اگر با تو آغاز کردم به خاطر تو و دل مهربان تو بود ، به خاطر وفاداری و قلب بی ریای تو بود ، به خاطر این بود که مثل تو هیچ دل باوفایی نیست ، مثل تو کسی نیست که ی دل تنها رو درک کنه و همیشه وفادار بمونه
تا تو رو دیدم دیگر هیچکس جز تو رو ندیدم ، از آن لحظه دلم زیر و رو شد ، در مستی چشمهای تو حالم خراب شد ، در کوچه پس کوچه های  سرزمین عشق با همان حال خرابم ، با همان قلب عاشق و همان چشمهای تارم که خیس شده بود از اشکهایم به در و دیوار میخوردم و فریاد میزدم من عاشقم ، عاشق فرشته ی نازم
تنها نگذار مرا ،  ای تو که دیوانه کردی قلبم را ،

تنها نگذار مرا ، ای تو که دگرگون کردی حال مرا ،

تنها نگذار مرا ، ای تو که اسیر خودت کردی این دل تنهای مرا
حالا اگر دلم شاده و تنها اشکهای شوق در چشمانم حلقه بسته به خاطر اینه که هیچگاه حتی به بی تو بودن فکر نمیکنم ! حتی یک لحظه فکر نبودنت به آتش میکشه دنیای منو ، این آخرین راهه ، منو از زندان قلبت آزاد نکن  
بذار اسیرت بمونم ، بذار منِ دیوونه همچنان دیوانه ات بمانم
، در قلبم باش ، در کنارم باش ، تا بدانم هستی و آرام باشم ، تا بدانم مال منی و همیشه خوشحال باشم !
حالا قلبم تند تند میتپه ، دلم برایت تنگ شده ، اشک از چشمام میریزه ، کاش بودی می دیدی حقیقته عشقمون رو ، بذار بگیرم دستهای گرمت رو ، به خدا خیلی دوستت دارم ، تمام حرفهایم از روی صداقته
باور ندارم با تو هستم ، باور ندارم تو رو ندارم ، کاری کن که باور کنم به آرزویم رسیده ام ، کاری کن که باور کنم همیشه تو رو خواهم داشت و همیشه در کنارم خواهی ماند . عزیزم آرامش را به من هدیه بده !
آرامش من تویی ، آرامش من همیشه با تو بودن است ، روز مرگ من روز بی تو بودنه
هستم تا هستی ، هستم تا در کنارم هستی ، هستم تا لحظه ای که در قلبت باشم ، محاله بی تو حتی یک لحظه نیز زنده باشم !
این بود احساساتی که در قلب من بود ، تمام این کلمات عاشقانه به عشق این بود که تو در قلبمی و قلبم با هر تپش به تو میگه که دوستت داره
فریاد میزنه دوستت داره ، باز هم میگه دوستت داره
تا بشنود از سوی تو این کلمه را ، تو هم بگو دوستم داری تا بشکنم باز هم این سکوت عاشقانه را ، تا غوغا شود درون قلبم عاشقم ، تا آرام شوم باز هم با شنیدن این کلام عاشقانه ات …

عاشقانه میپرستمت

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 1:17 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

 اعتراف عاشقانه 

آنقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم ،

عشق را با تمام وجود احساس کردم و اسیر قلب وفادارت شدم !

آنقدر مهر و محبت تو دلته که باور کردم

مثل تو هیچکس در این دنیا نیست !

معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی

و ثابت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری !

یک آغاز دیگر با قلب پر احساس تو ،

آغاز راه خوشبختی با تو ای همسفرم ، چقدر زیباست  

و چقدر رویائیست !

آنقدر ساده و بی ریایی که مهرت در همان لحظه اول به دلم نشست !

مهرت مثل یک شبنم بر روی گل ، مثل بوسه ای از سوی تو ،

چه عاشقانه به دلم نشست !

آغازی که گویا هیچگاه پایانی نخواهد داشت ،

 احساس نمیکنم لحظه تلخ جدایی را !

تو بهترینی ای مهربان ، تو برترینی در میان همه عاشقان !

این زندگی تا آخرش با تو بهار است ، این قلب بی طاقتم تا آخرش برای قلب پاکت است !

آنقدر برایم عزیزی که این دلم لحظه به لحظه

آرزویش در کنار تو بودن است عزیزم ،

 دلم میخواهد آن لحظه که در کنارمی ،

برایم با آن صدای مهربانت ، درد  دل های عاشقانه ات را بگویی

و من نگاه به چشمهای مهربانت کنم

و گوش کنم به حرفهای شیرینت ،

دستانت را بفشارم و بگویم که خیلی دوستت دارم !

چه زیباست آن لحظه که سکوت فضای عاشقانه ما را فرا میگیرد ، لحظه ای که تو به چشمهایم خیره میشوی و من نیز با صدای آهسته

میگویم دوستت دارم و سکوت را با این کلام مقدس میشکنم !

اگر بگویم تا آخرش با تو هستم ،

اگر بگویم که هیچگاه تو را تنها نمیگذارم باور میکنی؟

باورش خیلی سخت است ،

در این زمانه که دلهای بی وفا فراوان است 

 اما تو ای همیشه ماندنی باور کن که  با تو میمانم تا آخر راه زندگی !

اگر بگویم جز تو هیچکس را در زندگی ام ندارم ،

اگر اعتراف کنم که تنها تو را در قلبم دارم

 باور میکنی که من چقدر تو را دوست دارم ؟

باور کردنش سخت است اما امتحان آن مجانیست ، 

قلبم را از سینه بیرون می آورم

 تا باور کنی که تنها تو درون آن هستی

اما بعد از آن قرار ما بر سر مزار من است !

پس میخواهی باور کن ، میخواهی باور نکن

اما به عشق پاکمان قسم باور کن که خیلی دوستت دارم .....

خیلی دوستت دارم ... خیلی دوستت دارم .........

و همیشه عاشقت میمانم

 

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 1:16 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

عشقم دستانم بازه برای آغوش گرفتنت ،

وای اگه بدونی چقدر تشنه ام

تشنه بوسیدن اون لبای شیرین تر از عسلت

عطشی که من دارم فقط با لب گرفتن ازتو رفع میشه

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 1:16 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

بذار اعتراف کنم بدجور دلم برات تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده
اعتراف میکنم در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
آخه روزهای با تو بودنم خیلی کم و محدوده
کاش این روزهای بی تو بودن زود تموم شه

 و تو بیای و دستهامو بگیری
و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره بشم ،

لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
 تا به همه غم و غصه های بی تو بودن چیره بشم
آخه من همیشه در حسرت دیدن چشمهائی هستم

که مثل دریا بهم آرامش میده و هرچی نگاهش میکنم

از دیدنش سیر نمیشم ،

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیام عاشقونه میشه
بذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوات رو کرده
در حسرت گرمی دستهایت ،

تا کی باید خیره بشم به عکسهایت ،

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
هر چه خواستم از تو بگذرم نشد

از همه چیز گذشتم جز تو ،

هر چه خواستم فراموشت کنم نشد

همه را فراموش کردم جز تو ،

هر چه خواستم به خودم بگم هیچگاه ندیدم تو رو  ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو رو ،

 هر چه خواستم دلم رو آروم کنم ، آروم نشد

 دلم و بیشتر بهانه تو رو گرفت ،

هر چه خواستم بگم بی خیال ، بی خیالت نشدم
بذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ،

بدجور از نبودنت شاکیست ، از سفری که بی من رفتی عزیزم به سلامت زود  برگرد که اصلا حالم خوب نیست…

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 1:7 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

دلم برای دیدن چشمهای قشنگت تنگ شده
دلتنگی هایم همیشگیست
اشکهای روی گونه ام تمام نشدنیست
حالا دیگه حتی گرفتن دستهای مهربونت یکی از آرزوهای منه
در آغوش گرفتنت رویای شیرین منه
رویایی که در سر دارم قشنگترین صحنه زندگی منه
تو نمیدونی که چه غوغائی در دل دارم درد دور از تو بودن ،

درد دوری ، تو نمیدونی که بودنت بهانه ای برای بودن منه
پس بدون و بمون با منی که

بی تو حتی یک لحظه نیز نمیتونم بی تو بودن را تحمل کنم
آن زمان که عاشق شدم ، آن لحظه که تو به قلبم اومدی ،

 قلبم تا ابد مال تو شد و نفس کشیدنم به شرط بودن تو شد
آری حالا که تو هستی ، دلتنگی نیز با منه ،

سخته دور از تو بودن ،

تحمل این درد کار منه
هر لحظه که نفس میکشم ، عاشقتر میشوم ،

هر چه با تو می مانم تشنه تر میشوم  
تشنه ی گرفتن دستهای گرمت ،

تشنه ی بوسیدن گونه ی مهربانت

تشنه بوسیدن لبای نازت
دلم برات تنگ شده عزیزم ، دلم تنها تو را میخواد

آغوش گرم و مهربون تو رو میخواد

عزیزم همیشه دوستم داشته باش

و حامی و تکیه گاه من باش

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 1:6 بعد از ظهر ] [ جهان ]
 

نازنینم همدم این دل تنهای من باش ، محرم رازهایم باش
تنها امید و بهانه برای زنده بودنم باش ،

در تنهایی هایم تو بیا و در رویاهایم باش
همسفر جاده های خالی و پر از دردم باش ،

شریک غم ها و شادی هایم باش
نازنینم عاشق سینه چاکم باش ،

یک لیلی ، یک عاشق برای من مجنون خسته و دل شکسته باش  
مهتاب شبهای تیره و تارم باش ،

تنها ستاره روشن آسمان دلتنگی هایم باش
ای نازنینم تنهای تنها برای من باش ،

این قلب شکسته ام برای توست ،

همیشه و همیشه در کنار آن باش  
مرحم دل پر از درد من باش ،

اگر نبودم در این دنیا روزی ،

باز هم به یاد من باش  
نازنینم تو تنها عشق و یار منی ، پس با من بمان ،

عاشق بمان و برای همیشه در این قلب دیوانه ام بمان

عزیز دلمی جیگر فداتم

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 11:44 قبل از ظهر ] [ جهان ]
 

تو مثل لحظه باز شدن غنچه گل سرخی
تو مثل لحظه آمدن موج های دریا به کنار ساحلی    
تو مثل لحظه طلوع زیبای خورشید از پشت کوه هائی  
تو مثل لحظه پرواز پرندگان در اوج آسمان آبی هستی  
تو مانند لحظه باریدن باران در هوای بهاری هستی    
 مثل لحظه نشستن شبنمی بر روی گل ،

مثل لحظه ای که رنگین کمان در آسمان نمایان می شه  
عزیزم تو زیباترینی تو بهترینی  
تو مثل لحظه ای هستی که فصل بهار

سلام دوباره ای به طبیعت خشک میکنه
تو همان سر سبزی بهاری ، لطافت بارانی و به خوشبویی گلهایی  
عزیزم تو زیباترینی تو بهترینی  
تو مثل لحظه ای هستی که برای من همان رویاهای عاشقانه ست
تو مثل لحظه ای هستی که مهتاب  از پشت کوهها بیرون می یاد  

و شب تیره و تارم را روشن میکنه
تو مثل لحظه رهایی پرنده از قفسی  
عزیزم تو زیباترینی ، تو بهترینی  
تو مثل یک چشمه جوشان محبتی ، ی قله خوشبختی  
تو مثل همان لحظه ای هستی که تپش قلبم را تندتر و تندتر میکنی

و من در همان لحظه به تو میگویم عشقم همنفسم عمرم جونم روحم دوستت دارم ای زیباترینم و ای بهترینم

فدای روی ماهتم گلم

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 11:16 قبل از ظهر ] [ جهان ]
درباره وبلاگ

تو رو با دنيا عوض نميكنم

همه ي دارو ندارم ميدوني

من ازت چيزي نمي خوام عشق من

تو فقط بگو كنارم ميموني

اگه بي وفا بشي منو تنها بذاري

بگي دوسم نداري من ميميرم

اگه بي وفا بشي منو تنها بذاري

اگه ازم جدا بشي من ميميرم

خدا اون روزو نياره كه تو رو نداشته باشم

خدا اون روزو نياره كه مثله غريبه ها شم

تو رو ميخوام مهربونم من ميخوام با تو بمونم

تويي ماهه آسمونم من فقط از تو ميخونم

اسم تو ورده زبونم قسم به تو قسم به جونم

قدره چشماتو ميدونم ، تا ابد باهات ميمونم


عشق من اولین باری که تو را دیدم احساس کردم سالیان درازیست که به دنبال توام ، تو

گمشده من در تمام لحظات عمرم بودی ، تو چون قطرات شبنم سحرگاهی برروی گل سرخ قلبم

بودی ، به من گفته بودی که مرا دوست داری نه یکبار بلکه صدبار آنسان که من تورا دوست دارم

نه صدبار بلکه هزاران بار .